تبليغاتX
انسان "بودن" نیست.."شدن" است...
الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم...
 ترک جلسه، پاسخ میرحسین به پرسش دانشجویان کرمانشاهی

ترک جلسه، پاسخ میرحسین به پرسش دانشجویان کرمانشاهی

خبرنامه دانشجویان ایران: در حالي که چند صد نفر در سالن اجتماعات دانشگاه رازي جمع شده بودند تا از نزديک درباره نظرات و برنامه هاي ميرحسين موسوي با او صحبت کنند، متاسفانه او چند جمله انتقاد منطقي را تاب نياورد و جلسه را در خلال صحبت هاي يک دانشجو به نشانه اعتراض ترک کرد .

به گزارش سرويس دانشگاه برنا ، در ابتداي اين جلسه که ظهر امروز برگزار شد،مير حسين موسوي در سخنان کوتاهي به اعلام برخي مواضع خود مي پردازدو بعد از او نماينده هاي انجمن اسلامي به ترتيب صحبت هاي خود را مطرح مي کنند.

 بعد از صحبت هاي اين دو نفرکه در جانبداري از ميرحسين بيان شد، نوبت به نماينده بسيج دانشجويي رسيد که البته حاضران در جلسه با اغتشاش اجازه حرف زدن به او ندادند، پس از او نماينده جامعه اسلامي دانشجويان اين دانشگاه روي سن رفت تا بيانيه تشکل خود را قرائت کند، اما پس از خواندن چند بند،که آن هم با سروصدا و اعتراض فراوان طرفداران ميرحسين در سالن همراه بود، ميرحسين موسوي در اقدامي غير منتظره به نشانه اعتراض به صحبت هاي اين دانشجو سالن را ترک کرد.

براساس اين گزارش برخي از مطالب و سولاتي که توسط نماينده جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه رازي در اين جلسه خوانده و منجر به ترک جلسه توسط مير حسين موسوي شد، به اين مضمون است:

جناب آقاي موسوي شما که در 8 سال دوره سازندگي که دولت با برنامه هايش داشت فقرا را له مي کرد احساس خطر نکرديد،شما که در دوره توسعه سياسي که مدعيان اصلاحات دين را در کشور غريب و مهجور کردند احساس خطر نکرديد، حالا چه اتفاقي در کشور افتاده که احساس خطر کرده ايد؟

 

|+| نوشته شده توسط آق محسن در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388  |
  اعجاز عددي قرآن و امامان(ع)

·                                 اعجاز عددي قرآن و امامان(ع)

بعد از توضيحي که دربارة اعجاز عددي و اهميت آن داده شده در اينجا لازم است مقايسه‌اي ميان اعجاز عددي قرآن کريم و اهل بيت(ع) انجام داده و کيفيت بروز اعجاز عددي در اهل بيت(ع) را يادآوري کنيم. از جمله اين موارد اعجاز عبارتند از:

1. اگر حروف مقطّعه قرآن کريم را که در آغاز برخي از سور آن مانند «الم، کهيعص، الر،...» آمده است، جمع و حروف تکراري را حذف کنيم، جمله‌اي کامل و معني‌دار به دست مي‌آيد که عبارت است از : «صراط عليٍّ حقٌّ نمسکه؛ راه اميرالمؤمنين ـ علي(ع) طريق حق است که ما به آن تمسک مي‌جوييم».
يا: «عليٌ صراط حقٍّ نمسکه؛ علي(ع) راه حق است که به آن تمسک مي‌جوييم».

2. کلمة «کساء» و مشتقّات آن 5 بار [در قرآن کريم] آمده است، به تعداد اصحاب کسا که عبارتند از: حضرات «محمد(ص)، علي(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسين(ع)». براي آگاهي بيشتر در اين باره به حديث شريف کسا رجوع کنيد.5

3. کلمات «امام»، «خليفه»، «وصية»، «عصمت»، «آل» و مشتقات آنها 12 بار به تعداد امامان دوازده‌گانه اهل‌بيت(ع) به کار رفته است.

4. کلمه «شيعه» و مشتقات آن 12 بار، نشان دهندة حقانيت مذهب تشيع در پيروي از امام «علي‌بن ابي‌طالب»(ع)  که تعداد حروف اسم شريفش 12 است، مي‌باشد. همچنين است القاب آن بزرگوار مانند: «اميرالمؤمنين»، «العرو\الوثقي»، «الصّديق الأکبر» و «يتلوه شاهد منه» که هر يک از آنها از 12 حرف ترکيب يافته است. و اين عدد 12 بر کلمة توحيد: «لااله‌الا‌الله»، کلمة نبوت: «محمّدٌ رسول‌الله» و کلمة ولايت «علي خليفة محمد» منطبق است.
پس مانند آنچه که دربارة قرآن کريم ديديم، اعجاز عددي در مورد عترت پاک رسول خدا(ص) نيز بارز است. اگر در اسامي اصحاب کساء ـ يعني حضرات محمد(ص)، علي(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسين(ع) ـ دقت کنيم درمي‌يابيم که از 19 حرف ترکيب يافته است که مطابق تعداد حروف آية بسمله «بسم‌الله الرحمن الرحيم» ـ خلاصه قرآن کريم ـ مي‌باشد.

از امام علي(ع) نقل شده است که فرمودند:
«همة علوم در کتاب‌هاي آسماني چهارگانه مندرج و علوم آنها در قرآن است. علوم قرآن در فاتحه الکتاب، علوم فاتحه در «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم» و علوم بسمله در باي بسم‌الله است و من نقطة زير باء هستم».6

به عبارت ديگر همچنان‌که علوم در قرآن کريم و در بسمله جمع شده، در امام علي(ع) نيز گرد آمده است.
ابن مسعود مي‌گويد:
همانا قرآن بر هفت حرف نازل شده، که هر حرفي از آن داراي ظاهر و باطني است و حقاً، ظاهر و باطن آن نزد علي‌بن ابي‌طالب مي‌باشد.

و اين تطابق موجود بين حروف بسمله و عترت پيامبر(ص) بر وجود تعادل و تساوي در تمسک به آن دو دلالت مي‌کند. پس همچنان‌که فرد مؤمن به وسيلة بسمله خود را از شرّ اجنّه و شياطين و هر چيز ناپسندي محافظت مي‌نمايد، به همين ترتيب خود را به واسطة تمسک به اسامي مبارک اصحاب کسا مصونيت مي‌بخشد.

اين مطلب را روايات ما تأييد و بيان مي‌کند که خداي تعالي به هر پيامبري نام‌هاي معصومين پنج‌گانه را آموخت تا در دشواري‌ها و خطرات به ايشان متوسل شوند؛ مانند: نوح نبي(ع) که درون کشتي لوحي قرار داد. که بر روي آن کف دستي با پنج انگشت آن کشيده شده و بر هر انگشت نام‌هاي اصحاب کسا(ع) يعني: محمّد، ايليا، فاطمه، شبّر و شبير ـ نقش بسته و در وسط دست اين جمله نوشته بود:

«اي خدا و اي ياور من؛ به واسطة لطف و رحمت خويش و به [حقّ] اين نفوس مقدس دستم را بگير. اينان همگي بزرگان و گرامياني هستند که تو به خاطر ايشان عالم را آفريده‌اي. خداوندا، به برکت اسامي اينان مرا ياري نما، و تو يکتاي توانا بر هدايت من به سوي حق و حقيقتي».

و در بيان اهميت عدد 19 آنکه بعضي از امامان(ع) در امور خود آن را به کار مي‌گرفته‌اند. از امام علي(ع) روايت شده که آن حضرت(ع) درجنگ‌ها به همراه خود نقشی را حمل مي‌کردند که در محيط دايرة آن حروف بسمله در 19 خانه و به ازاي هر خانه نامي از نام‌هاي نيکوي خداوند قرار داده شده بود که با آن حروف آغاز مي‌شد. و آن حضرت اين را در خط مقدم سپاه حمل مي‌نمودند و به وسيلة آن به خداوند توسل مي‌جستند تا بر دشمنان غلبه يابند.

همچنين روايت شده، آن هنگام که عطش بر امام حسين(ع) و اصحابش غلبه يافت، آن حضرت(ع)، نيزه‌اي برگرفت و پشت خيمه‌ها 19 خط به سمت قبله کشيد و آن را حفر نمود، در اثر آن چشمه آبي جوشيد که از آن نوشيدند و سپس از بين رفت و اثري از آن باقي نماند. در اينجا مي‌پرسيم؛ چرا آن حضرت(ع) فقط 19 خط کشيدند و نکتة قابل توجه آنکه تعداد این خط‌ها براي مورخ داراي اهميت بوده که آن را نقل کرده است.

6. در روايتي آمده است که امام کاظم(ع) به راهبي فرمودند: «خداوند، چند اسم دارد که اگر به وسيلة آنها خوانده شود، ردّ نمي‌شود؟»
آن راهب عرضه داشت: اسامي خدا زياد است امّا آنچه که به طور حتم سائلش را ردّ نمي‌کند، هفت تاست.
امام کاظم(ع) فرمودند: «هر تعداد از آنها را که می‌دانی برايم بازگو».
راهب پاسخ داد: به خدا سوگند، هيچ يک از آنها را نمي‌دانم...

محدث قمي مي‌گويد:
«مقصود از اسماء هفت‌گانه، همة معصومين(ع) هستند. زيرا نام‌هاي گرامي ايشان از آن فراتر نيست و آن عبارت است از: «محمد، علي، فاطمه، حسن، حسين، جعفر و موسي» عليهم‌السلام. و بنابراين تأويل «السبع‌المثاني» در اين آية شريفه مشخص مي‌شود:
«و لقد آتينٰک سبعاً من المثاني و القرآن العظيم؛7 و به راستي به تو [پيامبر] سبع‌المثاني و قرآن بزرگ را عطا کرديم».

عدد هفت داراي اسرار عظيمي است که در آسمان‌ها و زمين‌هاي هفت‌گانه، تعداد روزهاي هفته، تعداد طواف دور کعبه و تعداد نام‌هاي امامان(ع) ظهور يافته است»8. 9

 

6. مصابيح الأنوار، ج 1، ص 435.
7. سورة حجر (15)، آية 87.
8. منتهي‌الآمال، ج 2، ص 307.
9. براي آگاهي بيشتر در اين موضوع به کتاب «الکشوف في الإعجاز القرآني و علم الحروف»، اثر شيخ رضوان فقيه رجوع کنيد.

 

|+| نوشته شده توسط آق محسن در سه شنبه 18 فروردین1388  |
 سلامی به نوروز- نوشته علی خضریان

 

علي خضريان-

 من دلم را محض تعارف تقويم ها «نو» نمي كنم؛ من از خودت عيدي اجابت مي خواهم. امسال با «تور» تنهايي، هزار بار در خودم سفر خواهم كرد: به شهر توبه... به آبادي الهي العفو... به دهكده دعا، كوچ مي كنم!

كلمات خيس و باران خورده ام را در دست مي گيرم؛ امسال هم با همين واژه هاي بي مقدار برايت سلامتي «سبز» مي كنم.... و تو امسال هم نيامدي كه خستگي را از لباس روزها بتكاني و به گريه ندبه هاي ما سلام كني.
بهار در راه است ولي كسي براي نو شدن دل ها پادرمياني نمي كند. راستي كجا مي شود «يك دست» دعاي اجابت شده خريد؟ در كدام خيابان «حول حالنا» مي فروشند؟ ببينيم!... اصلا كسي سكه بي تقلب «يامقلب القلوب» در جيب وجدان دارد؟!

كمي دورتر مي ايستم، در هياهوي شتاب رهگذران كسي كه آن كودك گمشده عاطفه را جدي نمي گيرد و كسي نمي داند همه آرزوهاي شهيد در شيشه عمر من كه نسل سوم ام ته نشين شده و غربت بزك شده اين شهر از جنس آن كهكشان هاي راه شيري نيست كه بهارشان شكوفه هاي توحيد بود و عيدشان خرسندي خدا...

ديروز پدري براي هزارمين بار شرم خود را گريه كرد؛ مردي پشت چراغ قرمز قلب هاي يخ زده، «سلطان قلب ها» را با آكاردئون خسته اش نواخت؛ همسايه اي براي در آكاردئوني آپارتمانش، يك قفل تازه خريد؛ كارمندي از رژه غصه ها و قسط ها سكته كرد؛ زني با ابر اشك هايش، شيشه خانه مردم را پاك كرد و تلويزيون گزارش اداره هواشناسي را برايمان خواند كه:

مدت هاست، يك جبهه هواي نفس، بالاي سرمان، خيمه زده! ... ولي در كوچه پيامبران(ص) تا دلت بخواهد، هوا بهاري است: ايوب «سنبل صبر» مي آورد .... عيسي «سيب صلح!»

نوح «سالنامه عمرش» را سر سفره گذاشته... موسي «سيناي سينه اش» را تحفه آورده... ابراهيم «سنگي از كعبه» به امانت گرفته... داود «ستاره مظلومش» را از چنگ صهيونيست ها به درآورده و محمد(ص) «سلام» كه مي كند، موج معطر محبتش، دل ها را به آسمان مي برد.

...و پيامبران همه «هفت سين سلامشان» را به تو تقديم مي كنند. ايمان شكسته بسته ما هرچه كه باشد هنوز هم به عصاي اشك انتظار تو روي پا ايستاده... چه دانه لبخندي به كبوتر دل ما داده اي كه «جلد» بام جمعه هاي تو شده ايم؟!

گل هميشه بهار!

من دلم را محض تعارف تقويم ها «نو» نمي كنم؛ من از خودت عيدي اجابت مي خواهم. امسال با «تور» تنهايي، هزار بار در خودم سفر خواهم كرد: به شهر توبه... به آبادي الهي العفو... به دهكده دعا، كوچ مي كنم!

نسل سوم بغض هايش را به دست بادي مي سپارد تا در انتشار فرياد هيچ آرزويي پير نشود، نسل سوم انتظار را مثل پيك شب عيد خط به خط مي نويسد،... نسل سوم همراه تير دعا مي دود و كوچه آرزوهايش جملگي به خيابان خاطرخواهي ختم مي شود...

پس اي نوروز خدا!

آرزوهاي مرا در پوشه «آمين» خودت به عرض پروردگار برسان: خدا كند سال جديد غذاي شيطان، نماز قضاي ما نباشد! خدا كند جيب زندگي ما پر از نقل اخلاص شود. خدا كند قافله هاي غفلت، ما را گمراه نكنند.

خدا كند خانه رضايت چهارده معصوم را گم نكنيم.

خدا كند اين بهار، نوروز «ديدار يار» باشد...

آمين يا رب العالمين

|+| نوشته شده توسط آق محسن در دوشنبه 26 اسفند1387  |
 www.shekastnews.blogfa.com
www.shekastnews.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط آق محسن در پنجشنبه 14 آذر1387  |
 


                            بسیاری از مردم فکر می‌کنند در حال فکر کردن هستند
                              در حالی که مشغول بازآرایی و تنظیم پیشداوری‌ها و
                              تعصباتشان هستند.

|+| نوشته شده توسط آق محسن در یکشنبه 10 آذر1387  |
 مطهری می گوید...
شهید مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :

چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...

اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم

 دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان

است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است .

تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است

اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏کند ، بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود

و این نشانه یک جامعه مرده است
 

ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :

متکلم هستند نه‏ ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی‏خبرتر .

|+| نوشته شده توسط آق محسن در دوشنبه 20 آبان1387  |
 
|+| نوشته شده توسط آق محسن در دوشنبه 13 آبان1387  |
 
|+| نوشته شده توسط آق محسن در دوشنبه 13 آبان1387  |
 در محفل ریاکاران!
"حال ما بد نیست، غم کم می خوریم"
روز و شــــب مــا آب زمـزم می خوریـم

زاهـــدیـم و کــار مـاها بــی ریــاست
قــــانعیــم و روزی مـــــا از خــداست

در یــقه مــا دکــمه هــا را بســته ایم
در صـــف مسجد بسی بنشسته ایم

ریـــــش مــا زیبــــا، بـلند و دلرباست
راه مـــــــا راه خـــــــدای کبـــریاست

سالی یک باری سفر، حج می رویم
گــاه و گاهی بی خبر حج می رویم

***

"حال ما بد نیست غم کم می خوریم"
مـــال ایــن مـردم رو با هم می خوریم

چــون که بیــت المال از میراث ماست
راه مـــا: راه درســــت و راه راســــت

عاشــقـانیم، عاشــــقان روی دوســـت
هـر چه داریم ما، همه از سوی اوست

مثــــل آن ویـــــلای زیبـــــــای شمال
آن سـه تا ماشـــین و آن دوتا عـــیال

بـــرج یـــکصد واحـــدی از مـــن نبـــود
نعمتی باشد که حـــق بر مـــن نمــود

بــــــرج و ویـــــلا و زمیــــن و پســـت و زن
یــک یــک ِ اینــــها خـــــدا دادست بــه من

 

***

 

مـــــال این مردم رو ما کم می خوریم
کم که نه، هر روز کم کم می خوریم

حـــــق ما اینست؛ زحمت می کشیم
روی اسم معصیت خط (!) می کشیم

(ت ِ و طــــا را قـــافیه گر می کنیم،
قـــــافیه تنگ است، باور می کنیم)

الــــغرض! بـــــا رابطــــه بیـــگانه ایم
مــــا فقـــط بــا ضابطـــه همخانه ایم

"بند پ" یک قسمت از این ضابطه ست
کــــار مـــا با رشوه هم بی رابطه ست

پول و مولی این وسط گر بوده است
پول آن چائـــــی ِآخر بـــــــوده است

بعد ما، نوبت به آقا زاده است.
هر چه که برما خداوند داده است،

می رسد بر او بدون کمّ و کاست
مثل این پُستی که از اموال ماست

 

***

 

"حال ما بد نیست غم کم می خوریم"
ما ربــا و رشـــــوه درهــم مـی خوریم

مســـجد از ایـــن پـــولها، من ساختم
در مسیـــر راه حــــــق، مـــن تـــاختم

شـــاکرم بــر هر چـه از او می رسد
مـــرغ بریـــان یـــا که آهـو می رسد

ای خـــدا مــن قــــانعم بر روزی ات
قـــــــانعم بـــــر روزی ِ هـــروزی ات

فقـــر مـــردم حاصـل بیکاره گیست
از خـود آنهاست، هر بیچاره گیست

"حال ما بد نیست غم کم می خوریم"
مـــال مـــردم را دمـــادم مــی خــوریم

|+| نوشته شده توسط آق محسن در جمعه 10 آبان1387  |
 فقير


 اي بينوا ، كه فقر تو ، تنها گناه توست !
در گوشه اي بمير! كه اين راه ، راه توست

اين گونه گداخته ، جز داغ ننگ نيست
وين رخت پاره ، دشمن حال تباه توست

در كوچه هاي يخ زده ، بيمار و دربدر
جان مي دهي و مرگ تو تنها پناه توست

باور مكن كه در دل شان مي كند اثر
اين قصه هاي تلخ كه در اشك و آه توست

اينجا لباس فاخر و پول كلان بيار
تا بنگري كه چشم همه عذرخواه توست

در حيرتم كه از چه نگيرد درين بنا
اين شعله هاي خشم كه در هر نگاه توست !

|+| نوشته شده توسط آق محسن در دوشنبه 6 آبان1387  |
 
 
بالا